ساعت ها

ساعت ها تو خونه تنهام ب درو دیوار نگاه میکنم هندزفری تو گوشم خیال پردازی میکنم ...

اگه ۳ ماه پیش راهمو ادامه داده بودم لااقل اینکه ضرر نمیکردم اونم تا این حد ...

طلاهام بره ..از دستم ...سوتی بدم جلوشو ازم آتو بگیره دنیای  عجیبیه ... نمیدونم چرا یه آدم باید اینجوری باشه ... یعنی چی؟

حتی دلش برام نمیسوزه؟



چرا بخشیدمش؟

چرا برگشتم؟


راه برگشتی نداشتم ...خب ...نداشتم دیگه نداشتم 

زندگی من فاصله چاله با چاهه برم جلو تر ی دردسریه برگردمم عقب ی دردسری  

فرار کنم؟

خودکشی؟


تنها دلیل انجام ندادنشون خانوادمه ...فقط خانوده م 

۰ نظر ۴ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
آنـگـــاھ کِـــہ درون ذِهـن بِـــکـــرم یـک دانِـــــہ گَـــنـــدم جــــوانـــہ زد
پیوندهای روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان